شبکه علمی پژوهشی بررسی نظریه های جامعه شناسی در طول تاریخ و دوران معاصر

اگوست کنت 1857 – 1798

کنت مبدع واژه جامعه شناسی است و به عبارتی اولین جامعه شناس محسوب می شود. هرچند پیش از او دانشمند مسلمان ابن خلدون به جامعه و یا افرادی چون مونتسکیو، توکویل و ماکیاول نیز به واقعیت اجتماعی اشاره نموده اند، اما کنت با توجه به شرایط زمانی خود که مصادف با بحرانهای انقلاب فرانسه بود، دنبال علم اجتماعی جدیدی رفت که منطبق با علوم طبیعی دیگر باشد.

پویایی و ایستایی: کنت می کوشید تا شرایط لازم را برای استواری جامعه در هر زمان معین تاریخی تعیین کند. بررسی پویایی اجتماعی و ایستایی اجتماعی یعنی همان بررسی پیشرفت و نظم ، یا دگرگونی و استواری جامعه ، دو ستون بنیادی نظام ساخته و پرداخته او را تشکیل می دهد.

ایستایی عبارت است از مطالعه موضوعی که او آن را اجتماع اجتماعی می نامد. (اجتماع از تعدد نهادها در یک کل پدیدار می شود)

ایستایی ، نظم اساسی را هویدا می کند و پویایی نشیب و فرازی که این نظم بنیادی برای رسیدن به پوزیتیویسم پیموده. در واقع پویایی تابع ایستایی است.

روش تحقیق علوم اجتماعی از نظر کنت: مشاهده ( به کمک نظریه مقدماتی)، آزمایشگری (آشفتگی در مسیر کلی) و مقایسه (روش علمی)

هرچند هر سه روش فوق در جامعه شناسی به کار می آید، اما علم جامعه شناسی از همه بیشتر بر روش چهارم – روش تاریخی – تاکید دارد.

او هم در روش و هم در مبانی و هم کارکردها، جامعه شناسی است که پیرو علوم طبیعی می باشد. او اهتقاد دارد که در جامعه شناسی هیچ چیز مطلق نیست و همه چیز نسبی است.

 

قانون طبقه بندی علوم: ریاضی ، فیزیک و شیمی جزو علوم تحلیلی اند. زودتر اثباتی می شوند، زیرا دارای پیچیدگی کمتری هستند. اما علمی مانند زیست شناسی علمی ترکیبی است. دارای پیچیدگی بیشتری است و دیرتر به مرحله اثباتی می رسد. جامعه شناسی از نظر کنت در مرحله بعد از زیست شناسی است و دیرتر اثباتی شده و پیچیده ترین علم می باشد.

در واقع هرچه علمی  عمومیت ، سادگی و استقلال ان از انواع دیگر بیشتر باشد زودتر اثباتی می شود. در زیست شناسی و جامعه شناسی تاکید بر وحدت ارگانیک (کل گرایی) می شود در نتیجه این علوم پیچیده تر بوده و دیرتر به مرحله اثباتی می رسند.

ار نظر کنت کل بر عنصر سازنده خویش تقدم دارد. زیرا نمود اجتماعی خاص، در کل اجتماعی بررسی می شود. منطق تقدم کل بر عنصر سازنده، سرانجام به این فکر منتهی می شود که آنچه در درجه اول اهمیت است و موضوع حقیقی جامعه شناسی است همانا تاریخ نوع بشر است.

قانون مراحل سه گانه پیشرفت بشر

مرحله اول: مرحله خداشناسی یا افسانه ای یا الهی Theological  : در این مرحله ذهن به دنبال ماهیت ذاتی و علل نخستین می گردد. پدیده ها بر اثر کنش بی میانجی ایجاد می شود. ذهن بشر نمودها را بدینسان تعیین می کند که آنها را به موجودات و نیروهای قابل قیاس با خود انسان نسبت می دهد.

این دوره تحت تاثیر و سلطه کاهنان و مردان نظامی می باشد. واحد اجتماعی خانواده بوده،. نظامیگری در این عصر گسترش مادی یافته است. پیوند خویشاوندی مهمترین پیوند در این دوره است.

مرحله دوم: مابعدالطبیعی یا تجریدی Metaphysicion : نیروی انتزاعی و موجود حقیقی بوجود آورنده پدیده ها می باشد. یعنی، به موجودات مجرد چون طبیعت متوسل می شود.

این دوره تحت سلطه مردان کلیسا، فیلسوفان و حقوقدانان ست. واحد اجتماعی در این مرحله دولت است. قانونمداری در این مرحله گسترش مادی می یابد. پیوندها بر اساس روابط قانونی و حقوقی ست.

مرحله سوم: اثباتی، علمی Positivism : بجای جستجوهای قبلی، دنبال قوانین پدیده ها، یعنی روابط توالی و همانندی است. انسان به این اکتفا نمی کند که نمودها را مشاهده کرده، بستگی های منظمی را که ممکن است خواه در مرحله ای معین و خواه طی زمان در بین انها یافت شوند تعیین کند. یعنی به دنبال تعیین قوانین حاکم بر پدیده هاست.

این دوره تحت سلطه مدیران صنعتی و دانشمندان و جامعه شناسان قرار دارد. واحد اجتماعی نوع انسانی یا جامعه جهانی است. صنعتگری بصورت مادی در این مرحله گسترش می یابد. پیوندها بر اساس روابط سازمانهای صنعتی یا دیوانسالاری می باشد.

آغاز اندیشه کنت تفکر درباره تناقض درونی جامعه زمان خود، تناقض میان نوع الهی، نظامی و نوع علمی و صنعتی است.

از نظر کنت صنعت مبتنی بر سازماندهی علمی کار است و افزایش دائمی ثروت و تمرکز کارگران در کارخانه ها نتیجه آن است.

گذار از یک مرحله به مرحله دیگر پیوسته و مستقیم نیست. افزایش جمعیت، تقسیم کار و تکامل فکری عامل تکامل اجتماعی است.

عوامل اجماع از نظر کنت: دین ، زبان و تقسیم کار است.

دین: سنگ بنای سامان اجتماعی است و برای مشروع ساختن فرمان های حرکت اجتناب ناپذیر است.

زبان: عامل پیوند دهنده است. زبان میانجی رفتار است نه راهنمای مثبت . زبان نیاز به اعتقاد مذهبی مشترک را هویدا می سازد.

تقسیم کار: پیوند دهنده اجزا به یکدیگر است.

واحد راستین اجتماعی از نظر کنت خانواده است.

تضاد ذهنی موتور حرکت اجتماعی از منظر اوست.

هدف جامعه شناسی کشف قوانین جامعه می باشد.

معتقد به وحدت روش و موضوع است.

بنیانگذار دین اثباتی و معتقد است جامعه و انسان دارای ماهیت واحدی هستند.

گوناگونی تاریخ را ناشی از نژاد (به یکسان مواهب نداشته اند.)، آب و هوا (شرایط بعضی بهتر از دیگران است) وعمل سیاسی (درک روح زمان دامن زدن به اختلافات)می داند. 

از فلسفه تا مذهب

کنت در بیان تصویری که خود از "اصلاح ضروری" دارد عوامل اقتصادی – سیاسی را کم اهمیت شمرده و به علم و اخلاق اهمیت بیشتری می دهد.

او منتظر نظم بنیادی اجتماعی است که خود به خود پیش می آید و بیشتر منطبق بر جبر تاریخی است و در تقابل با مصلح اجتماعی قرار می گیرد.

به عقیده کنت انسان مجهز به ذهن علمی، دیگر نمی تواند بر طبق دریافت متعارف، به وحی، به اصول دین، به الوهیت اعتقاد داشته باشد. اما از سویی انسان نیاز به مذهب دارد. جوامع به مذهب نیاز دارند چون به قدرت معنوی محتاجند. آن مذهبی که به این نیازهای ثابت بشریت جویای عشق و وحدت، پاسخ می دهد همانا مذهب خود انسانیت خواهد بود. سامان اثباتی نوین باید عشق را اصل، نظم را پایه و پیشرفت را هدف خویش قرار دهد.

کنت خودش را پیامبر دین جدید انسانیت می خواند. ویژگی دین اثباتی او نوع دوستی و حوزه اخلاقی بوده است.

classworks.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/05ساعت   توسط مدیریت موقت وبلاگ : احسان رسولی نژاد  |